رئیس کمیته فلسطین سازمان فرهنگ و ارتباطات:

وجود رسانه‌های منطقه ای و ایجاد امپراطوری نیابتی صهیونیست آشکار شده است/شیوه های تبلیغاتی کثیف توجیه گرهم پیمانی های نامقدس بین برخی از کشورهای منطقه بار رژیم صهیونیستی است

رئیس کمیته فلسطین سازمان فرهنگ و ارتباطات گفت: به هر حال در یک نتیجه گیری کلی هدف گذاری صهیونیست در چارچوب استفاده از امکانات رسانه ای موفقیت آمیز بود و در عین حال مخاطبین زیادی در سطح جهان تحت تاثیر این نقش رسانه ای خود قرار دادند و امروز هم نقش رسانه هم کاربرد دارد آنچه که امروز با دیروز تفاوتش آشکار تر شده است.

به گزارش پردیس خبر؛ به نقل از آرمان کرمان” عباس خامه یار، رئیس کمیته فلسطین سازمان فرهنگ و ارتباطات در یک نشست مجازی در بین اعضای فعال حوزه فلسطین و مقاومت پاسخ گوی کاربران گروه تلگرامی به رنگ غزه بود، ایشان پیرامون صهیونیسم و استثمار نو فرهنگی با نگاهی به شیوه های تبلیغ رسانه ای صهیونیسم توضیحاتی را ارائه کرد که مشروح این پرسش و پاسخ به شرح زیر است:

** ابتداتوضیحاتی راجع به فعالیت های صهیونیسم جهانی دراستفاده از ابزاررسانه ای(خبرگزاری ها،مطبوعات،شبکه های تلویز یونی و….)و به طور کلی سیطره ی رسانه ای صهیونیسم را برای اعضاء گروه بیان نمایید؟

-در واقع ابتکار بسیار جالبی است و این برنامه می‌تواند در روشن کردن و روشن شدن افکار عمومی و نهایتا همراهان و کاربران و اعضای گروه خیلی مفید باشد ابتکار قابل ستایش و بسیار زیبا است و تشکر می‌کنم از فرصتی که در اختیار بنده قرار داده شده است،همانطور که می‌دانیم اساسا نخستین کنفرانس صهیونیست با رهبریت به خصوص هرتسیل پدر صهیونیزم در شهر بازل در سوییس در سال ۱۸۹۷ و دقیقا در ۲۹ آگوست با شعار بازگشت به صهیون یکی از نام‌های مقدس در آن کشور تشکیل شد و بسیاری از برنامه‌های آینده صهیونیسم در آن کنفرانس پایه گزاری شد و همانطور که می‌دانیم هدف آن کنفرانس شرکت دادن یهودی‌ها و تجمع در آن منطقه بود و آن حربه به منظور ایجاد یک کشوری برای قوم یهود از طرف صهیونیست‌ها آن زمان اعلام شد.

قبل از فلسطین آرژاتین و اوگاندا مطرح بود که زیر بار این اقدام نرفتند و پیشنهاد اقدام اشغال فلسطین را دادند همان موقع هرتسیل سنگ بنای منزلی که یهودی ها باید در آن سکونت داشته باشند را اعلام کرد و ابتدا بازگشت به صهیونیست و بازگشت به صهیون مطرح شد، آن کنفرانس در واقع قبل از بیانیه ای بافلور تشکیل شد که کمیته‌های مختلفی را ایجاد کردند از جمله این کمیته‌ها و این برنامه‌ها چگونگی استفاده از رسانه‌ها به منظور تشریح و به منظور توجیه اقدام جنایتکارانه بعدی صهیونیست‌ها در کوچ دادن یهودیان به سمت فلسطین و اشغال ملایم این کشور توسط صهیونیست و یهودیان کشورهای مختلف اعلام شد و رکن اساسی این کار استفاده از رسانه ها بود ولی به هر حال از ابتدا بر این اساس برنامه ریزی شد که بتوان از این قدرت رسانه ای و تاثیری گذرای استفاده شود .

این گام بسیار مهمی بود زیرا به تدریج از این فرصت و ظرفیت در سراسر جهان استفاده شد و بعد صهیونیست از شیوه‌های مختلف استفاده کردند و عمده فعالیت‌های تبلیغاتی از طریق حمایت از مجموعه رسانه‌ها و مطبوعاتی‌ها در سراسر جهان همت گماشتند که اقدام موفقیت آمیزی بود، به مرور زمان بخشی از این رسانه‌ها در کار صهیونیست قرار داشتند و برخی از این رسانه‌ها به طور غیرمستقیم فعالیت می کردند، در تاریخ معاصر ما هم اینگونه عمل می‌شود یعنی در جنگ‌های نیابتی که در منطقه انجام می‌شود امپراطوری‌های رسانه ای وابسته به قدرت‌های مرتجع منطقه این گونه نقش ایفا می‌کنند، در واقع به طور غیرمستقیم در خدمت اهداف صهیونیست هستند.

نقش تاریخی گذشته صهیونیست از ابتدای کنفرانس صهیونیست از بازل سوییس واز همان موقع با استفاده و بهره گیری از تلکنولوژی و پیشرفت صنعت رسانه بهره برداری و استفاده می‌شود، این گونه در واقع این یک جنگ آشکار دو اردوگاه مقاومت و اردوگاه صهیونیزم با نام‌های مختلف است که نقش اساسی را رسانه‌های وابسته، مستقیم و غیرمستقیم ایفا می‌کنند و متاسفانه این وضعیت برای ما نامطلوب است.

** این سیطره ی رسانه ای با چه هدف و چه شیوه ای صورت می گیرد؟ در واقع چرا صهیونیست‌ها سرمایه گذاری کلانی را در این راستا انجام داده اندو جامعه ی هدف آن ها شامل چه کشورهایی است ؟

– صهیونیست ها به دنبال این بودند که افکار عمومی جهان را تحت تاثیر قرار بدهند و جنایت‌های بعدی خود را توجیه کنند و در این رابطه کارهای مختلفی انجام شد آن ها خیلی سعی می‌کردند که آوارگی، پراکندگی و به اصطلاح مظلومیت قوم یهود را به رخ جهانیان بکشانند و این را کاملا توجیه کنند که آن ها قومی آواره هستند که نیازی به جایی برای استقرار، ماندن و زیستن دارند و طبیعتا آنجا به لحاظ مسائل تاریخی که مطرح می‌شد فلسطین بود.

شیوه هایی که در پیش گرفتند و مهاجرت‌های مختلف و فراخوان هایی که از کشورهای مختلف داشتند و توطئه هایی که برای خرید زمین فلسطین‌ها و تصرف این زمینها در جاهای مختلف نیازمند توجه افکار عمومی بود که این رسالت به عهده رسانه‌ها گذاشته شد و در این رابطه نقش اول را رسانه‌ها ایفا کردند و در این رابطه بیشترین هزینه را و بیشترین وقت صهیونیست‌ها در واقع فعالیت روی این بخش بسیار مهم بود و جامعه هدف هم طبیعتا در ابتدا کشورهای اروپایی بود که سعی می‌کردند جنایت هایی که توسط صهیونیست ها در سرزمین های اشغالی مرتکب شده بودند را توجیه کنند البته این توجیه و این فعالیت در منطقه عربی و جهان اسلام گارگر نیفتاد و چنین توجیهی نتوانست افکار جهان اسلام و اعراب را قانع کند که احتمالا بخاطر حضور فعال رسانه‌های کشورهای اسلامی و عرب در قاره اروپا و آمریکا این بحث و این فعالیت صهیونیست‌ها کارگر افتاد و آنجا توانستند به خوبی افکار عمومی آن منطقه را توجیه کنند، این همراهی بعدها اتفاق افتاد همچنان که وضعیت‌ها با کشتار دایه یهودی‌ها توسط آلمان ها را بعنوان حربه مقدس و پدیده مقدس در افکار عمومی القا کردند که در کشورهای اروپایی هم کاملا تاثیر گذار بود و در این رابطه واکنش مثبت بشر و جامعه اروپایی را به همراه داشت.

به هر حال در یک نتیجه گیری کلی هدف گذاری صهیونیست در چارچوب استفاده از امکانات رسانه ای موفقیت آمیز بود و در عین حال مخاطبین زیادی در سطح جهان تحت تاثیر این نقش رسانه ای خود قرار دادند و امروز هم نقش رسانه هم کاربرد دارد آنچه که امروز با دیروز تفاوتش آشکار تر شده است وجود رسانه‌های منطقه ای و ایجاد امپراطوری نیابتی صهیونیست در منطقه است رسانه‌های مکتوب و تصویری در جایگزینی دشمن اصلی در جمهوری اسلامی جای رژیم صهیونیستی نقش اساسی دارند و شیوه‌های تبلیغاتی بسیار کثیفی در پیش گرفته اند و آدرس غلطی به ملت ها داده می‌شود و متاسفانه توجیه گر همپیمانی‌های نامقدسی است که بین برخی از کشورهای منطقه با رژیم صهیونیستی انجام می‌شود و توجیه گر روابط با رژیم صهیونیستی و دیدارهای مرموز و پنهان و اشکار و ملاقات هایی است که بین سران رژیم صهیو نیستی و بعضی سران عربی انجام می‌شود و توسط امپراطوری رسانه ای مخصوصا عربستان توجیه می‌شود و این اقدام خطرناکی برای نسل‌های آینده و افکار عمومی جهان اسلام و منطقه است لذا هدف گذاری، هدف گذاری مناسب و برنامه ریزی شده بود و ادامه این روند نامقدس به همان شکل ابتدایی خود کاملا تاثیر گذار است و نیاز به یک خیز بلندی از سوی کشورهای منطقه و محور مقاومت و اردوگاه مقاومت برای مقابله با هجمه رسانه ای صهیونیستی است که طبیعی است امکانات دو طرف برابر نیست اما این فضای مجازی امروز در حد خود تالار گقتمان یا تالارهای مشابه این فضای مجازی می‌تواند این امکان را به گروه‌ها و لایه‌های اجتماعی و جوانان و گروه‌های مبارز ما بدهد که از این فضا استفاده کنند و روشنگری و اطلاع رسانی خود را از مقاومت اعلام کنند و شاید این فرصتی استثنایی و بی بدیلی برای لایه‌های اجتماعی ما است.

** یکی از مسائل مهمی که اخیرا مقام معظم رهبری بدان در سخنرانی های متعدداشاره کردند نفوذ فرهنگی استف با تاکید بر این واژه ،نقش رسانه های تحت سیطره ی صهیونیسم استعمار فرهنگی را چگونه ارزیابی می نمایید؟

– بله این از مسائل بسیار مهمی است که مقام معظم رهبری در سخنرانی‌های متعدد تاکید داشتند و در این رابطه اشارات صریح و آشکار و با متدهای مختلف انجام می‌شود، اساسا کلمه استعمار یک واژه و یک مفهوم بسیار مثبتی داشته است، استعمار به معنای آبادانی و به معنی ساختن کشور تحت اشغال است وکاملا روشن است این چپاول‌ها و این دزدی‌ها و این ویرانی‌ها و اینتغییر فرهنگ ملت‌ها با همین واژه ظاهری استعمار انجام می‌گیرد و در گذشته انجام گرفته است لذا به هیچ وجه نباید تحت تاثیر آن زیبایی‌های ظاهری این نفوذ و واژه‌ها قرار بگیریم بلکه باید به محتوا بیشتر توجه کرد.

روش‌های نفوذ کشورهای استعماری در یک سده اخیر این گونه است و راه فرهنگ و بهره گیری از زمینه‌های فرهنگی بیش از هر مقوله ای هم بر ملت‌ها و هم بر لایه‌های اجتماعی موثر می‌افتد و این را ما متاسفانه در کشور خود و کشورهای اسلامی و عربی در بررسی و کالبدشکافی یک سده اخیر کاملا شاهد هستیم و راه نفوذ و راه و متدحضور کاملا در این کشورها از سوی کشورهای غربی کاملا روش‌های غربی بوده استو شاید این نوشته هایی که ما از جلال آل احمد و بسیای از نویسندگان معاصر داریم راجع به غرب گرایی و غرب زدگی و راه نو نشان دهنده اقدامات غربی‌ها در سال‌های اخیر است الان هم این شیوه‌ها برای مبارزه با تحرک و حضور جوانان ما و سنگرهای دفاع از انقلاب اسلامی کاملا آشکار است، حجم مطالب، مقالات، نوشته‌ها و حجم شایعات در فضای مجازی و در ماهواره‌ها و در رسانه‌ها کاملا نشان دهنده این موضوع است و نشانی از عزم دشمن برای مقابله با ارزش ها و باورهای ملت ما و ملت‌های منطقه است و راه حل آن شناخت این متدها و برنامه ریزی برای مصون ماندن نسل امروزی برای مقابله با این روش ها است.

**همان طور که مستحضرید شبکه ی جهانی صهیونیسم خصوصا در امریکا حدود ۶۵ درصد بر موسسات طبع و نشر تسلط دارد به عبارتی صاحبان شرکت های انتشاراتی بزرگ دنیا بلنت سیرف یهودی الاصل است این روند با ترویج انجیل و تورات تحریف شده درصدد رسوخ در افکار برای حاکمیت اسرائیل است با توجه به رسالت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی چه اقداماتی تاکنون در این زمینه توسط این سازمان صورت گرفته است؟

-شبکه جهانی صهیونیسم هم در آمریکا و هم در کشورهایامروزی و در جای جای قاره‌ها و کشورهای مختلف نفوذ خود را اعمال می کند، حال در رابطه با سازمان فرهنگ اسلامی باید گفت گستردگی این هجمه رسانه ای و این تهاجم بزرگ فرهنگی از سویکشورهای غربی و از سوی رژیم صهیونیستی و مجموعه شبکه‌های وابسته به این رژیمعربی و کشورهای اسلامی طبیعتا نیاز به یک عزم ملی دارد و این تنها متاسفانه متوجه یک سازمان خاص در داخل کشور نیست بلکه نیازمند یک خیز بلند اسلامی و یک همکاری بزرگ، وحدت و همگرایی بزرگ در کل جهان اسلام است و بایستی با برنامه ریزی دقیقی این رسالت انجام شود.

**باتوجه به گسترش سایت ها و شبکه های ایرانی وفارس زبان تحت حمایت اسرائیل دولت ایران ونهادهای مستقل جز پارازیت انداختن و فیلتر کردن در زمینه تقابل فرهنگی چه دستاوردهایی دارند و چه استراتژی دنبال میشود؟

– فلسطین از همان ابتدای پیروزی جمهوری اسلامی جایگاه ویژه ای در سیاست خارجی کشور از لحاظ ساختاری داشته است ، کاملا روشن است شعاری که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی داده شد که امروز ایران فردا فلسطین، نشان دهنده جایگاه راهبردی فلسطین در نزد رهبریت و نزد انقلابیون پیروز یافته کشور است و فکر می‌کنم جدا از بحث ایدئولوژی و بحث جایگاه ایدئولوژی فلسطین در نزد ایران و انقلابیون است و باید از این منظر بحث امنیت ملی ما هم توجه شود به هر حال خیلی ها به این معتقدند و استدلالی پشت این اعتقاد است و کاملا مسئله منطقی و روشن است بسیاری از انقلابیون در ابتدای پیروزی معتقد بودند باید خطر را از مرزها دور نگه داریم و نگذاریم دشمن نزدیک شود که تاکید می کنم علیرغم ایدئولوژی برای امنیت ملی ما دور ساختن خطر رژیم صهیونیتسی کار یک راهبرد است و در عین حال اهداف توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی را نباید فراموش کنیم و نباید این را نادیده بگیریم که شعار صهیونست‌ها، صهیونیست از نیل تا فرات است این نشانه‌های توسعه طلبی و تحقق چنین شعاری کاملا در پرچم اسرائیل نمایان است که آن دوخط آبی شعار از نیل تا فرات است این روند را در طی صد سال گذشته بعد از توافق نامه ساسبیکو در سال ۱۹۱۶ تیم قرارداد بین فرانسه و انگلیس به امضا رسید و یک کمربند امنی برای اسرائیل و سرزمین‌های اشغالی امروز توسط این دو کشور ایجاد شد و کشور‌های مختلف تحت قومیت فرانسه و انگلیس در آمدند و در سال ۱۹۱۷ بیانیه بالفور از سوی وزیر خارجه وقت بریتانیای کبیر امضا و صادر شد و به یهودیان دنیا قول ایجاد یک کشوری داده شد که تا به امروز همچنان با قوت تمام گام‌های رژیم صهیونیستی در راستای تحقق این شعار آرمانی است که این حوادث بزرگی که در طی صد سال گذشته یا طی از سابیسکو تا امروز اتفاق افتاد باعث پیشروی شد و این مقاومت به گونه ای عظیم پدید آمدند که این پیشرفت را به طور نسبی متوقف کنندو پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ یکی از مسائل اساسی این موضوع است، بنیانگذاری یا تاسیس یا پیداش مقاومت اسلامی در لبنان در ۱۹۸۹ بعد از اشغال بیروت توسط نیروهای صهیونیستی و گستره مقاومت در جنوب لبنان و آزاد سازی نوار اشغالی لبنان در سال ۲۰۰۰ و بعد هم ۲۰۰۳ بحث جنگ سه روزه نیروهای حزب الله و مقاومت اسلامی و موانع اساسی و صد راهی در برابر تلاش‌های توسعه طلبانه صهیونست‌ها بوده و اخیرا بیداری اسلامی و خیز ملت‌های منطقه در آغاز این تحولات در واقع یک نوع رویارویی با گامهای توسعه طلبانه صهیونیست‌ها بود درست است که ما با یک پاتک بزرگ عربی مواجه شدیم و کشورهای عربی و مجموع تحولات ملت‌های عرب با این پاتک بزرگ و با این توطئه ای که دنیای عرب داشت و همکاری و همراهی‌های منطقه جلودار این تحول بزرگ در کشور عربی بودند اما یکی از موانع بزرگ پیشرفت اسرائیلی ها بود و این سه مانع سه مانع اساسی بودند لذا ازاین منظر باید به حمایتی که از جنبش‌های فلسطینی می‌کنیم و شعاری که در رابطه با آزاد سازی قدس داده می‌شود و حمایت‌های فرهنگی سیاسی و اقتصادی از حرکت فلسطینی و جریان‌های فلسطینی اعمال می‌شود، نگاه کنیم.در واقع از بعد ایدئولوژیک باید تاکید و اطلاع رسانی کرد و به قشرهای جامعه اطلاع رسانی کرد.

انتهای پیام/

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *